على محمدى خراسانى
352
شرح رسائل (فارسى)
مرحوم تسترى مىفرمايد : دلالت اين الفاظ بر نقل سبب و اتفاق الكل امرى است كه حتما بايد ثابت شود و گرنه اجماع منقول ارزشى نخواهد داشت و خوشبختانه اين معنا ثابت است يعنى الفاظ متداوله در ميان علماء از قبيل اجماع و اتفاق و . . . بر اتفاق الكل دلالت دارند و اين دلالت ظهورى است يعنى ظاهر لفظ اجماع اين را نشان مىدهد و تا زمانى كه قرينه بر خلاف نيامده كلام را بر اين ظاهر حمل مىكنيم ان قلت : شايد اين اجماعات منقوله بر حدس و اجتهاد خود مدّعى اجماع مبتنى بوده نه براساس تتبع فتاواى جميع ؟ شايد مراد مدّعى اجماع از اين ادّعاى اجماع ، اجماع بر روايت است نه بر فتوا ؟ شايد ناقل اجماع به محضر امام عصر ( عج ) مشرف شده و حكم شرعى را از زبان امام ( ع ) شنيده منتها اظهارا للحق و كتمانا للسّر ادعاى اجماع نموده ؟ شايد طبق مبانى صوفيه اين شخص از راه رياضت و مكاشفه حكم شرعى را دريافته و ادعاى اجماع مىكند نه براساس تتبّع [ گروهى در همهء مسائل راه شناخت حقيقت را كشف و شهود مىدانند از جمله در احكام شرعيه كه مىگويند : تو آئينهء روحت را صيقل ده تا حكم واقعى و ثابت در لوح محفوظ در اين قلب مصفّا و مزكّى منعكس شود و خود واقع را بالعيان ببينى و نيازى به اينهمه مباحث عريض و طويل استدلالى و استنباطى و ظنى نداشته باشى ] حال تمام اينها امورى است كه محتمل است و با اينهمه از كجا مىگوئيد : هو امر ثابت ؟ قلت : تمام اين احتمالات هست ولى احتمالاتى نيشغولى و نادر